آقا جواد یک اخلاقی داشت که از روح بزرگش نشأت می گرفت.
جاهایی که با او بودم گه گاه می دیدم کسی دست نیاز به سمتش دراز می کنه دست خالی بر نمی گشت.
یکبار در بازار کربلا غذا می خوردیم که شخصی آمد و گفت من گرسنه هستم و او همه ی آن چه را که برای خودمان سفارش داده بود بی کم و کاست برای او هم سفارش داد.
بهش گفتم آخه از کجا میدونی که یارو فیلم بازی نمی کنه؟
گفت من به فیلمش کاری ندارم. مگه وقتی ما از خدا چیزی می خواهیم نگاه میکنه ببینه ما لیاقتش رو داریم یا نه؟ خدا کریمه و به کرمش می بخشه نه لیاقت ما...
جاهایی که با او بودم گه گاه می دیدم کسی دست نیاز به سمتش دراز می کنه دست خالی بر نمی گشت.
یکبار در بازار کربلا غذا می خوردیم که شخصی آمد و گفت من گرسنه هستم و او همه ی آن چه را که برای خودمان سفارش داده بود بی کم و کاست برای او هم سفارش داد.
بهش گفتم آخه از کجا میدونی که یارو فیلم بازی نمی کنه؟
گفت من به فیلمش کاری ندارم. مگه وقتی ما از خدا چیزی می خواهیم نگاه میکنه ببینه ما لیاقتش رو داریم یا نه؟ خدا کریمه و به کرمش می بخشه نه لیاقت ما...
🌷شهید جواد حسناوی
+ نوشته شده در جمعه پنجم مرداد ۱۳۹۷ ساعت 14:27 توسط خلیلی اول
|